تبليغاتX
یک زن خوشبخت - موسیقی
اوقات زندگی من

موسيقي

بازهم موسيقي به دادم رسيد. بعد از تمام آن اشكها، تمام آن دلتنگيها، كينه ها، عقده ها، بغضها، بداخلاقيها، ناراحتيها، كه تمام شدني هم نيستند، بازهم موسيقي به دادم رسيد. گوش دادن به نواي موسيقي و آوازها و ترانه هاي مورد علاقه ام كه كم هم نيستند، با صداي بلند، بلند كه نه- بسيار بلند- و از يك گوشي كوچك قديمي كه حتي ابرهايش در حال كنده شدن هستند، ولي براي من از هر اسپيكر گران قيمت و مدرني عزيزترند چرا كه همدم لحظات تنهايي و بغضهايم هستند، باز توانست مرا از بند افسردگي و انزوا نجات دهد.

واي كه چه مغز هنرمندي دارند اين موسيقي دانها، اين نوازنده ها عجب دستان جادوگري و اين آوازه خوانان چه حنجره توانايي به وديعه گرفته اند كه اين گونه گوش را و قلب را و روح و روان آدمي و شايد جانداران ديگر را تحت تاثير قرار مي دهند و وجودش را تسخير مي كنند.

سلولهاي مغزتان هماره خلاق و پربار، دستانتان توانا و حنجره تان سالم، تا ابد، كه براستي ماندگاريد. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 19:39  توسط یک زن خوشبخت  |